تبليغاتX
میز مذاکره
وبلاگ شخصی حسین کشاورز

دومین فستیوال مطبوعات استانی با شکوه خاصی برگزار شد؛ اما مراسم با اعتراض یکی از شرکت کنندگان به چالش طلبیده شد. یک روزنامه نویس محلی در میانه مراسم بپا خواست و ضمن خطاب قرار دادن مجری برنامه، اجراهای مراسم را زیر سوال برد و سپس به یکی از اعضای سرشناس هیات داوران جشنواره، توهین کرد.

نکاتی که در اعتراض های این روزنامه نویس محلی وجود داشت، قابل تامل می نمود؛ اما لحن بیان وی، بسیار زننده، بد و توهین آمیز بود به طوری که اکثر قریب به اتفاق حضار را عصبانی و ناراحت کرد.

 انتقاد اصلی این روزنامه نویس این بود که چرا نشریه ای که ماه ها در تعطیلی به سر برده بیش از نشریاتی که انتشار منظم داشته اند، جایزه گرفته است. همین مسئله، وی را چنان عصبانی کرده بود که طرز پوشش عکاس برجسته کشوری و بین المللی و عضو هیات داوران جشنواره را به تمسخر گرفت و او را «چیپ من» خطاب کرد. البته در این گفتار قصد بر این نیست که در مورد حرکت زشت و بی ادبانه این روزنامه نویس محلی صحبت شود؛ بلکه نکته ای در مورد نوع پوشش میهمان عالی مقام این مراسم ارایه می گردد.

پوشیدن چه نوع لباس در چه نوع مجالسی، مسله ای است که بعد از انقلاب اسلامی، هر ازچند گاهی نقل و قول محافل رسمی و غیر رسمی می شود. گویا رعایت نکردن آداب لباس پوشیدن به اصلاح طلب و محافظه کار مربوط نمی شود و همگان را دربرمی گیرد. شاید این مهم، بهانه ای در دست گروه های مختلف است تا در مقاطع حساس، سایرین را تحت فشار قرار دهند، حال آنکه همین امر پاشنه آشیل خودشان هم به شمار می رود.

اوایل، مشکلات این بود که مقام های دیپلماتیک کشور در مکان های رسمی و دیپلماتیک چه نوع پیراهنی بپوشند. پس از بالا و پایین شدن ها، به این نتیجه رسیدند که پیراهن یقه دار نپوشند تا مجبور نباشند کروات که نماد غرب به نظر می رسید و روحانیون حکومتی ایرانی آن را «دم الاغ» تشبیه می کردند، بر گردن ببندند. آداب و اخلاق دیپلماتیک به این صورت مورد چالش قرار گرفت. با تمام نگاه ها و فشارهای سنگین دیپلماتیک جهانی که بر دستگاه دیپلماسی کشور سایه انداخته بود، نوع لباس پوشیدن ایرانیان به رسمیت شناخته شد.

در داخل نیز برخوردهای فکری همچنان وجود داشت و شاید عجیب و کم قید پوشیدن به نماد مقاومت بدل شده بود تا جایی که بهروز افخمی، کارگردان و فیلمساز شهیر ایرانی در دوره مجلس ششم، که نماینده اصلاح طلب به شمار می رفت با پیراهن آستین کوتاه وارد پارلمان می شد و این قضیه، طرفداران اصول گرا و ارزش محور انقلاب اسلامی را به شدت عصبانی کرد.

با به قدرت رسیدن «محمود احمدی نژاد» به عنوان رییس جمهوری اسلامی ایران، این بار نوبت اصلاح طلبان بود که اصول گرایان را در مورد پوشش زیر سوال ببرند. احمدی نژاد، اوایل کارش با کاپشن در جلسات رسمی داخلی و حتی در ملاقات با نمایندگان خارجی ظاهر می شد و این اواخر با پیراهن یقه دار بدون کروات!

به همین ترتیب، این برخوردهای پوششی، به یک روال عادی در جامعه ایران مبدل شده است. همه از آن بهره می جویند و در عین حال با این حربه، مخالفان خود را تحت فشار قرار می دهند. مراسم دومین فستیوال مطبوعات هم در واقع صحنه ای از این برخورد ها بود. جایزه نبردن، بهانه ای شد تا نوع لباس پوشیدن و ظاهر «حسن سربخشیان» عکاس آسوشیتد پرس مورد سوال قرار گیرد.

شایسته می نمود سربخشیان به عنوان عضو هیات داوران و میهمان جشنواره با پوششی رسمی تر ظاهر می شد و این در شان نبود که با لباس اسپورت و راحت حضور داشته باشد. البته اگر وی به عنوان عکاس پوشش دهنده مراسم بود چندان اشکالی وارد نبود؛ اما این طور نبود. جالبتر اینکه «محمد خیرخواه» هم به نشانه اعتراض به توهین صورت گرفته، کت خود را که در طول مراسم بر تن داشت، از تنش برکند و با تی-شرت، بالای جایگاه رفت ته هم جایزه ویژه هیات داوران را بگیرد و هم از میهمان مورد بی مهر قرار گرفته، دلجویی نماید.

به نظر می رسد یکی از نکاتی که بایستی نخبگان هر دو جناح یا اصلن افکار عمومی باید آن را به رسمیت بشناسند، آداب لباس پوشیدن متناسب با مکان باشد و نباید این مهم، وجه المصالحه جدال های فکری و ایدئولوژیک گردد.    

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 18:28  توسط حسین کشاورز  |