تبليغاتX
میز مذاکره
وبلاگ شخصی حسین کشاورز

خبرنگار بازارياب يا بازارياب خبرنگار

 

Happy Correspond's Day, By H. Keshavarz

 

يكي از دغدغه هايي كه مديران رسانه هاي مكتوب دارند، فائق آمدن بر هزينه هاي ناشي از چاپ و انتشار و ساير مخارج جاري است. رايج ترين طريقي كه بتوان از عهده اين هزينه هاي سرسام آور برآمد، جذب آگهي و درآمدهاي ناشي از آن است.

در اين زمينه، رسانه هايي كه حرفه اي تر عمل مي كنند و از تمكن مالي بيش تري نسبت به سايرين برخوردارند، به تاسيس سازمان آگهي ها همت مي گمارند تا به صورت نظام مند و ثمربخش اقدام گردد. جذب و گاهي تربيت نيروهاي توان مند در عرصه جذب آگهي و تبليغات كه از آن ها به عنوان «بازارياب مطبوعاتي» ياد مي شود، از جمله وظايف سازمان آگهي ها به شمار مي رود.

در استان قزوين، براي نمونه، به جز معدودي، نشريات از داشتن سازمان آگهي ها بي بهره اند. مديران مطبوعات از خبرنگاران خود انتظار دارند، در حين انجام مسووليت هاي خبرنگاري خود، به جذب رپرتاژ-آگهي به پردازند. اين موضوع گاهي به مذاق برخي از خبرنگاران، خوش نمي آيد و اين خواسته را زيبنده كار خبرنگاري نمي بينند و علي رغم علايق و توانايي هاي بالا ناچار به ترك محل كار فعلي و در صورت ادامه اين روند در فضاي كار رسانه اي مجبور به كنار گذاشتن – رسمي و غيررسمي – شغل خبرنگاري مي گردند.

متاسفانه مديران نشريات از خبرنگاران توقع دارند كه درآمدهاي خويش را از محل جذب آگهي ها تامين كنند و خبرنگاراني را كه در اين زمينه به موفقيت كسب مي كنند بيش از سايرين، عزيز و گرامي مي دارند! آن ها براي حقوق و تسهيلات خبرنگاران و روزنامه نگاران، برنامه خاصي ندارند و حقوقي كه براي ايشان در نظر گرفته مي شود بين 30 تا 80 هزار تومان در ماه است. خبرنگاران با ميانگين حقوق كم تر از 50 هزار تومان در ماه، دو راه بيش تر ندارند: خبرنگاري را – علي رغم توانايي ها و پتانسيل هايشان - رها كنند؛ و يا تن به شرايط موجود دهند و ياد بگيرند كه چطور به جذب رپرتاژ-آگهي بپردازند و چگونه بر سر آن چانه زنند. گروه دوم رفته رفته مجبور مي شوند در تهيه اخبار و گزارش هاي معمولي خود از نقاط ضعف سازمان هاي آگهي دهنده، چشم پوشي كنند، به تعريف و تمجيد ايشان بپردازند و با مشكلاتي كه عوامل اين سازمان ها براي جامعه ايجاد كرده اند با انعطاف برخورد كنند و اين خلاف رسالت رسانه اي تلقي مي شود.  

در سال هاي اخير، برخي از نشريات سراسري دست به ابتكاراتي زده اند. آن ها اقدام به برگزاري دوره هاي آموزش بازاريابي در مطبوعات كرده اند. براي مثال، سال پيش، روزنامه همشهري چنين فرخواني داده بود و احتمالن ادامه دارد.[*] روزنامه هاي سراسري سعي كرده اند به يك سري از استانداردهاي روزنامه نگاري نزديك شوند. تعيين حقوق و تسهيلات منصفانه از جمله آن هاست. آن ها سعي كرده اند بين خبرنگار و بازارياب، تفاوت قايل شوند. خبرنگاران، عزيز و گرامي اند – چه موفق به جذب آگهي گردند چه نگردند – منوط به انجام مسووليت ها و وظايف خبرنگاري. به نظر نگارنده، اين دستاوردها، مديون شكل گيري تشكل هاي صنفي و بالا بودن ظرفيت نقد و بررسي بيش تر نسبت به شهرستان هاست. نشريات با درآمدهايي كه از طريق سازمان آگهي ها به دست مي آورند سعي مي كنند علاوه بر تامين هزينه هاي چاپ و انتشار، سطح رفاه كاركنان از جمله خبرنگاران خود را ارتقاء بخشند.

واكنش استانداري

اداره روابط عمومي و بين الملل استانداري قزوين در واكنش به درج مطلب عدم اهدا جايزه به خبرنگار نامه قزوين به مناسبت روز خبرنگار در اين وبلاگ، آن را ناشي از «قلم افتادن نام نشريات نامه قزوين و كاروكارگر از ليست اهدا جوايز» دانست و از خبرنگاران اين نشريات عذرخواهي كرد.

بي اخلاقي در جوابيه دادن

متاسفانه در وبلاگ همكارم آقاي صفري، به جاي پاسخ دادن به سووالات و چالش هاي مطروحه و رفع ابهامات مخاطبان از وضعيت فعلي نشريه «نامه قزوين» در اين وبلاگ، اقدام به زير سووال بردن شخصيت نويسنده نقد،  فرافكني، و تعريف و تمجيد و... از مدير مسوول آن نشريه پرداخته شده است. البته خواننده دانا و آگاه به امور، پي به اين نكات مي برد.  



[*] متاسفانه نمايندگي اين روزنامه در قزوين در زمينه اطلاع رساني مناسب و به موقع از اين موضوع، علي رغم نظر دفتر مركزي اش كوتاهي مي كند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 17:13  توسط حسین کشاورز  | 

آيا نامه چهارم، توهين به شعور مخاطب را هدف قرار داده بود؟

 

By H. Keshavarz

اين روزها باز هم از «نامه قزوين» خبري نيست. نامه باز هم نتوانست به سر منزل خويش برسد و ما مانديم و سووال هاي سنگين اطرافيان كه جوياي حال آن بودند.

جاي بسي ناراحتي است كه پس از تحمل يك سال، فعاليت در تيم تحريريه نامه، ناچارم كار خود را از دست دهم و خيره به گذشته اي بمانم كه جز خون و دل خوردن و عرق ريختن و با كم و كاستي ها ساختن به اميد بهتر شدن شرايط، چيزي حاصل نشد.

 نامه قزوين، اوايل تابستان سال گذشته براي چهارمين بار با يك آرمان گرايي كاذب، شكل گرفت. تعدادي از باتجربه ترين نيروهاي روزنامه نگاري قزوين اعم از خانم و آقاي محمودي، خانم ها ميرناصري و غزنويان و گروه پرتلاش آقاي لطفي با وعده هايي چون حقوق مناسب تر، بيمه، آزادي عمل و غيره از طريق سردبير آقاي صفري به خدمت نامه درآمدند. اين افراد با داشتن تحصيلات دانشگاهي، مدارك و سوابق ارزنده روزنامه نگاري، و هم چنين گرفتاري هاي خاص خودشان نتوانستند به انتظارات مورد نظر خود چه مالي و چه غير مالي دست يابند.

بالاترين حقوقي كه در نظر گرفته شده بود بين 120 تا 150 هزار تومان بود كه فقط 3-2 ماه دوام آورد و بهانه جويي ها براي كاستن حقوق ها آغاز شد و كسري حقوق ها حتي تا 50 درصد رسيد. وعده بيمه اعضاي هيات تحريه نيز هيچ گاه جنبه عملي نيافت.

البته حقوق اندك و نداشتن بيمه براي روزنامه نگاران خاص نامه نبود و در حال حاظر نيز قريب به اتفاق نشريات استان از اين مشكلات رنج مي برند. اما به نظر من، «وعده سر خرمن» دادن و اصرار به تحقق آن ها بدترين ها بود.

جالب اين كه قراردادهايي نمادين با افراد نيز امضاء مي شد؛ ولي برگه سوم اين قراردادهاي سراپا ناعادلانه و يك طرفه، هيچ وقت به شخص امضاء كننده و طرف قرارداد، تحويل نمي شد. ابتداي امر، جلسات گروهي تقريبا به صورت هفتگي يا دو هفته يك بار تشكيل مي شد؛ اما تغييري در شرايط حاصل نمي شد.

به تدريج، نيروهاي برجسته و توان مند از كادر تحريريه خارج شدند و اين در حالي بود كه نشريه از بعد محتوا، دچار افت مي شد كه اين افت هم چنان ادامه پيدا كرد. هر چند بعدها آقايان نادر محمدي و طاهري قزويني نيز به تيم نامه اضافه شدند؛ ولي حضور نيمه وقت ايشان به خاطر مشغله كاري كمك چنداني به بالا بردن محتوا كه مخاطبان از نشريه اي چون نامه انتظار داشتند، ننمود. تعداد صفحات، از 8 صفحه تجاوز نمي كرد و گاهي حجم رپرتاژ-آگهي ها بيش از نيمي از نشريه هشت صفحه اي را به خود اختصاص مي داد. علاوه برآن، كيفيت كاغذ و چاپ در وضعيت پاييني بود.

از بعد كمي، نشريه داراي تيراژ بالايي نبود و اين مهم به صورت شفاف اعلام نمي شد. به جرات مي توانم بگويم تيراژ نامه، كمتر از ساير نشريات محلي قرار داشت. چند ماه اوايل كار، نشريه مرتب چاپ مي شد و صبح روز شنبه، روي دكه ها قرار داشت كه به تدريج، اين نظم نيز از بين رفت. هم چنين، توزيع و اشتراك نشريه، بدترين و اسفناك ترين بخش نشريه بود.

متاسفانه هرچه از شروع به كار نشريه مي گذشت، نشريه از بعد كمي و كيفي با وخامت بيشتري همراه مي شد. در واقع، در چهار ماه نخست سال جاري، به روشني مي شد اين فضاي ملالت آور و خسته كننده را ديد. چندر قاز حقوق ها نيز به موقع پرداخت نمي شد، تعداد تعطيلي نشريه افزايش يافته بود، حداقل آبونه هاي رايگان نيز متوقف شدند و جالب اين كه حتي افرادي كه به صورت پولي، مشترك مي شدند، هيچ گاه نمي توانستند نشريات از پيش خريداري شده خود را دريافت نمايند. به تدريج، فشار رواني ناشي از اين بي نظمي ها و اختلالات و كمبودها، منجر به درگيري هايي در ميان اعضاء هيات تحريريه مي گشت.

جلسات براي حل مشكلات به ندرت برگزار مي شد، پيشنهادها و راهكارها شنيده مي شد و صورت جلسه مي شدند؛ اما هيچ گاه به منصه ظهور نمي رسيدند و نتيجه آن فقط اعمال قيد و بندهاي بيشتر براي اعضاء تيم تحريريه بود. پرسنل نشريه، صادقانه، از فرامين، تمكين مي كردند و با سيلي صورت خود را سرخ نگه مي داشتند؛ اما به مطالبات آن ها و امكانات مورد نظر ايشان، ترتيب اثر داده نمي شد و مديريت، به مسووليت هاي قانوني و اخلاقي خود پايبند نبود.

از نكات جالب توجه اين بود، نشريه اي كه 2 سال پياپي به مقام هاي نخست جشنواره مطبوعات دست يافته بود و ادعاي كسب عنوان نشريه برتر در جشنواره سال 87 را نيز داشت؛ ولي از داشتن تابلوي در ورودي و برگه هاي تهيه خبر و گزارش سربرگ دار در رنج بود.

نشريه اي كه قرار بود به پرتيراژترين و پرمحتواترين نشريه استان تبديل شود و تا پايان سال، 1387 به دو شماره در هفته برسد، در قهقراي سقوط قرار گرفته بود.

نبود سازمان اداري مشخص و نظام مند در نشريه، كم كم موجب گرديد كه حداقل مخاطبان نشريه اعم از اشخاص حقيقي و حقوقي - چه روزنامه فروش دكه دار، چه مسوول روابط عمومي يك سازمان نيز اعتماد خود را به آن از دست دهند. يك دكه دار نمي دانست كه در كدام يك از سه روز اول هفته منتظر دريافت نشريه باشد و به مشتريان خود چه بگويد؛ از اين رو، رغبتي به دريافت و فروش نامه نداشت و به زعم مديرمسوول، 70 درصد نشريات از دكه ها برگشت مي خورد؛ و بينوا مسوولين روابط عمومي ها و مديران دستگاه ها كه اگر آگهي يا رپرتاژي سفارش مي داد، پس از گذشت چندين هفته، فاكتور درج آگهي خود را دريافت مي كرد.

سردبير ناچار بود هم مسووليت هاي سردبيري را انجام دهد، هم از پس كارهاي اداري و مالي نشريه برآيد و هم به ساير مشغله هاي خود برسد. اين امر، رفته رفته، چالش هايي ميان مدير مسوول، سردبير و اعضاي هيات تحريه گرديد كه نشريه را به سمت تعطيلي كشاند.

دفتر نشريه نيز تغيير يافت. مدير مسوول با اين بهانه مي خواست نامه را وارد نظم يك طرفه اي وارد كند كه بيش ترين بازدهي را داشته باشد. بي توجهي به عادي ترين مطالبات هيات تحريره (نظير پرداخت حقوق به موقع، داشتن امكاناتي نظير كولر و خط تلفن كافي و...) و عدم عنايت جدي به بحث توزيع و انتشار از جمله كوتاهي هاي شخص مدير مسوول بود. اين در حالي بود كه تلاش ديرهنگام وي براي نظم بخشيدن، با گماردن يك شخص بي تجربه و نالايق به عنوان مدير اداري-مالي، نشريه را وارد دور جديدي از تنش ها و چالش ها كرد و به زودي با اين جرقه، نشريه از انتشار باز ايستاد!    

توقفي كه تمام خستگي ها را در جانمان به عنوان اعضاي ثابت تيم تحريريه گذاشت. بيش از يك سال با سختي ها ساختن و چونان سايرين ترك نكردن و با تعصب و وفاداري كار نمودن و ماندن كه شايد نامه روي پاي خويش بايستد و بماند، تجربه اي سخت گران و پرهزينه بود.

به نظر نگارنده، روند انتشار نامه چهارم، مخصوصن در چند ماه اخير، آشفته ترين دوران انتشار بود و به خوبي به شعور مخاطبان خود توهين كرد و ايشان را تحقير كرد. اي كاش مدير مسوول فعلي در اقدامي شجاعانه درخواست لغو امتياز نشريه نامه قزوين را بدهد تا بيش از اين، نشريه وارد بدنامي ها و بي اخلاقي هاي مطبوعاتي نگردد. در حال حاظر، نامه قزوين جايي براي به سخره گرفتن برخي از نيروهاي روزنامه نگار به عنوان اعضاي تيم تحريريه و به مسخره گرفتن مخاطبان خود بدل شده است.

بايد اعتراف كرد كه نشريه در طول انتشارش در دوره هاي اول و دوم و تا حدودي سوم، روزنامه نگاري حرفه اي و نوين را در استان قزوين بنيان گذارد و با هويت ترين و پرافتخارترين دوران خود را داشت.

علاوه بر آن سردبير نامه هم بهتر است به دنبال كسب مجوز يك نشريه و تشكيل شوراي سردبيري براي آن با عضويت خود باشد تا هم آزادي عمل خود را از دست ندهد و با مدير مسوولان متعدد به اختلاف نخورد و نشريه را دچار تعطيلي نكند و هم خلاقيت ها وايده هاي ژورناليستي خود را پياده نمايد.

 

پانوشت:

در مراسمي كه روز چهارشنبه (16 مرداد) به مناسبت روز خبرنگار و به ميزباني استانداري برگزار شده بود از تمامي خبرنگاران برتر نشريات استان - به جز خبرنگار نامه قزوين - با اهداي جوايزي تقدير به عمل آمد.

گفتني است كه در اين مراسم، پيش از تجليل از خبرنگاران و اهداء جوايز به ايشان، خبرنگار نامه قزوين در پرسش و پاسخي كه برگزار شد، سياست هاي استانداري در برخورد با رسانه هاي استان و عدم خويشتن داري كافي در قبال انتقادات ايشان را به چالش كشيد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 18:42  توسط حسین کشاورز  |